آکاایران: در این مقاله از مجموعه اشعار اکاایران, بیوگرافی مختصری از ترانه سرا و شاعر با استعداد ایرانی به نام ایرج رزمجو را تهیه کرده ایم و در ادامه گلچینی از اشعار زیبا و عاشقانه ایرج را گردآوری کرده ایم. در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

متخصری از بیوگرافی ایرج رزمجو

ایرج رزمجو (زادهٔ در تهران - درگذشتهٔ اسفند ۱۳۹۳ در لس انجلس)، ترانه سرا و قهرمان سابق پرش ارتفاع بود. او در سال های آخر زندگی خود را درلس آنجلس سپری کرد.
وی فارغ التحصیل رشتهٔ علوم ارتباطات از دانشگاه تهران و فوق لیسانس و دکتری در رشتهٔ رفتار انسانی بود. ایرج رزمجو را به عنوان قهرمان در رشته های دو و پرش ارتفاع و پرش با نیزه نیز می شناختند، و بسیاری نیز او را شاعری توانا و ترانه سرایی بااحساس می دانستند.
رزمجو در سال های اقامت در ایران با ژاله علو هنرپیشه رادیو و سینما و تئاتر ازدواج کرد ولی پیوند آنان دوام نیافت و پس از چندی از یکدیگر جدا شدند.
رزمجو در سال های دور همکاری هنری خود را با پرویز مقصدی و گروه جوان آن سال ها که شامل داریوش، کیوان، اونیک و افشین بود و ترانه های زیبایی که برای آنها ساخت، آغاز کرد که نمونه اش ترانه محبوب «حسود» بود. او ترانه ای برای داریوش به نام «تلافی» و ترانه ای برای هوشمند عقیلی به نام «یاد» سرود. همکاری های او در خارج ایران با صادق نوجوکی آهنگساز سرشناس ایرانی، ادامه یافت و تمامی ترانه های آلبوم «خاطره ۲» را برای هایده، مهستی و حمیرا سرود که شامل ترانه های «دل دیوونه» باصدای حمیرا، «راوی» باصدای هایده، «طعنه» باصدای مهستی بود.
رزمجو از دوران ورزش، با فرامرز آصف دوستی دیرینه داشت و در آمریکا برای آصف چند ترانه نیز سرود.
دکتر رزمجو در اسفند ۱۳۹۳ در سن ۷۸ سالگی بر اثر بیماری سرطان ریه در بیمارستانی در شهر لس آنجلس درگذشت. در مراسم ختم وی، دکتر حسن رهنوردی، قهرمان پیشین وزنه برداری جهان، فرامر آصف، قهرمان سابق پرش سه گام و صادق نوجوکی، آهنگساز و تنظیم کنندهٔ سرشناس به یاد و در بزرگ داشت او سخن گفتند.

اشعار زیبا و عاشقانه ایرج رزمجو

اشکامو پاک میکنم با دل تبانی میکنم

 

وای که چقد این دل عاشق بلاس

میون دل با من همیشه دعواس

 

تو سینه این دل من میخواد آتیش بگیره

مونده سر دوراهی چه راهی پیش بگیره

 

دل دیوونه ای دل 

ای بی نشونه ای دل

 

وای که چقد این دل عاشق بلاس

میون دل با من همیشه دعواس

 

آورده خبر راوی . کو ساقر و کو ساقی

دوری به سر اومد . از او خبر اومد

 

این جور به من نگاه نکن . آتیش به هستیم نزن

مست از می عشق توام . طعنه به مستیم نزن

 

عروسک جون فدات شم

تو هم قلبت شکسته

 

یادمه بچه بودیم تو گذشته های دور 

اون زمون که قلب ما پر بود از شادی و شور 

 

ای ندیم روز و شبم ای همدم دیرین من

ای نشان عشق و وفا ای مایه ی تسكین من

 

 

شعر ایرج رزمجو

 

یادمه بچه بودیم تو گذشته های دور 

اون زمون که قلب ما پر بود از شادی و شور 

 

روزی که تورو دیدم موهاتو بافته بودی

با گل سپید یاس یه روبند ساخته بودی

 

روزی که تورو دیدم موهاتو بافته بودی

با گل سپید یاس یه روبند ساخته بودی

 

بعد از اون روز قشنگ از خدا راضی شدم

از دم صبح تا غروب با تو هم بازی شدم

 

چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت

تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته ها گذشت

 

چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت

تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته ها گذشت

 

یادمه روی درخت دوتا دل کنده بودیم 

سال بعد از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم

 

شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقه ها

شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه ها

 

شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقه ها

شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه ها

 

 

شعر ایرج رزمجو

 

 شعرهای ایرج رزمجو

 

از تو اصرار چرا

از من اقرار چرا

دیگه از ما گذشت

اینو انکار چرا

 

خسته و بی گناه

بی سرانجام شدم

با همه عاشقی

وای چه بدنام شدم

 

من و تو کارمون بازی بود

قصه و صحنه پردازی بود

عشق ما عشق نبود

خمیه شب بازی بود

 

همشون مردم آزار بودن

آدمای تو قصمون

رنگ و وارنگ می شد

صحنه ی بازیمون

 

از تو اصرار چرا

از من اقرار چرا

سرنوشت منه

اینو انکار چرا

 

خسته و بی گناه

بی سرانجام شدم

با همه عاشقی

وای چه بدنام شدم