آکاایران : حسین پژمان بختیاری (۱۳۵۳–۱۲۷۹)، محقق، مترجم و شاعر معاصر اهل ایران است.در سال ۱۲۷۹ خورشیدی در محله حسن‌آباد تهران به دنیا آمد. اما زادگاه اصلی و سرزمین پدری وی «دشتک» است که در ۸۵ کیلومتری مرکز استان چهارمحال بختیاری، در دامنه کوهساران بلند بختیاری، منتهی به «زردکوه» و در کنار سرچشمه‌های اصلی «رود کارون» واقع است.

پدر پژمان، «علیمرادخان میرپنج» از سرداران دوران مشروطه بود که در دشتک بختیاری سکونت داشت و در دوره مظفرالدین شاه برای تصدی مناصب نظامی به تهران مهاجرت نمود و صاحب عنوان لشگری میرپنج (سرتیپ) گردید. خواهر علیمرادخان مادر علیقلی خان سرداراسعد بختیاری بود. مادر پژمان عالمتاج قائم مقامی متخلص به (ژاله) از شاعران آن زمان بود که نسبش به خاندان میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی می‌رسد.

پژمان نخستین بار در روستای دشتک به مکتبخانه رفت و نزد ملاعلی بنده بهرامی خواندن و نوشتن آموخت. سپس در تهران در مدرسه فرانسوی «سن لویی» تحصیلات خود را ادامه داد و بازبان و ادبیات فرانسه آشنایی یافت. ابتدا مدتی در خدمت وزارت پست و تلگراف بود و سپس به شعر و تصنیف روی آورد. پژمان از شاعران سنت گرا اما نوپرداز معاصر می‌باشد واین ارادت وی به ادبیات کهن انگیزه ساز تصحیح دیوان حافظ توسط وی شد.

شعر زیبای "سفری که بازگشت ندارد"

در دود دل سـوختـه پیچیـدم و رفتم

نادیده و نشناختـه چـون اشـک یتیمان

از دیده بـه نوک مـژه غـلتیدم و رفتم

نقـش هنـر مدعیـان خوانـدم و دیدم

وآیینـه ی صاحـب نظـران دیـدم و رفتم

باعشق زبان بازسر عـقـل و خـرد را

در مغلطـه و سفسطـه پیچیـدم و رفتم

با کوشش بسیـار ازین دفـتر مغلـوط

خواندم ورقی چند ونفهمیـدم و رفتم

گفتم ز حکیمـان ره این راز بپرسم

چون دیدمشان هیج نپرسیـدم ورفتم

اکنون که مهیای سفرگشته ام ای دوست

آن به که نگویم که چه ها دیدم و رفتم

افسانه چه خوانم؟چو یکی کرمک شبتاب

لختی به لجـن زاردرخشیـدم و رفتم

یارب تو مرا خواندی و خود راندی و من نیز

دامن ز جهـان تو فرا چیـدم و رفتم

گفتم چه بود راز ازل سرّابـد چیست

پاسخ نشنیـدم ز تو رنجیـدم و رفتم

گفتی نخورد گندم و گـفتی نخورم می

من هم چو پدرحرف تو نشنیدم و رفتم

بر مرگ من ای خلق بخندید که من نیز

در ماتمتان دیـدم و خندیدم ورفتم