آکاایران شعرهای خواندنی پروین اعتصامی

 

به گزارش آکاایران ای کنده سیل فتنه ز بنیادت

وی داده باد حادثه بر بادت

در دام روزگار چرا چونان

شد پایبند، خاطر آزادت

تنها نه خفتن است و تن آسانی

مقصود ز آفرینش و ایجادت

نفس تو گمره است و همی ترسم

گمره شوی، چو او کند ارشادت

دل خسرو تن است، چو ویران شد

ویرانه ای چسان کند آبادت

غافل بزیر گنبد فیروزه

بگذشت سال عمر ز هفتادت

بس روزگار رفت به پیروزی

با تیرماه و بهمن و خردادت

هر هفته و مهی که به پیش آمد

بر پیشباز مرگ فرستادت

داری سفر به پیش و همی بینم

بی رهنما و راحله و زادت

کرد آرزو پرستی و خود بینی

بیگانه از خدای، چو شدادت

تا از جهان سفله نه ای فارغ

هرگز نخواند اهل خرد رادت

این کور دل عجوزهٔ بی شفقت

چون طعمه بهر گرگ اجل زادت

روزیت دوست گشت و شبی دشمن

گاهی نژند کرد و گهی شادت

ای بس ره امید که بربستت

ای بس در فریب که بگشادت

هستی تو چون کبوتر کی مسکین

بازی چنین قوی شده صیادت

پروین، نهفته دیویت آموزد

دیو زمانه، گر شود استادت

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر آکا ایران



گلچینی از شعر و ترانه ها

  • پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون (پروین اعتصامی)
  • کار مده نفس تبه کار را ( پروین اعتصامی)
  • اشعار زیبای پروین اعتصامی
  • هفته ها کردیم ماه و سالها کردیم پار ( پروین اعتصامی)
  • اشعار زیبا درباره زن
  • شعر روز پدر (پروین اعتصامی)