1317م:16ژانویه سال1317 میلادی ابوسعید بهادر ایلخان مغولی ایران رشید الدین فضل الله همدانی مورخ و پزشک معروف رااز وزارت برکنار کرد و یک سال بعد مقتول ساخت. مخالفان این مورخ که جامع التواریخ از تالیفات اوست از او نزد ایلخان بد گویی، و حتی وی را متهم به مسموم کردن «الجایتو» ایلخان پیشین کرده بودند. قتل رشیدالدین بسیار ظالمانه بود؛ او را با شمشیر به دو نیم کرده بودند. رشیدالدین در طول وزارت خود کوشیده بود که مقامات کشوری را به اصحاب قلم و طبقه باسواد بدهد از جمله حمدالله مستوفی را متصدی امور منطقه قزوین تا زنجان کرده بود.


1341ش:26 دیماه 1341 (16 ژانویه 1963 و درست دو سال پس از قتل پاتریس لومومبا قهرمان استقلال طلبی آفریقائیان) به درخواست دبیرکل وقت سازمان ملل، ارتش ایران یک اسکادران از شکاری ــ بمب افکن های خود مرکب از شش جت را برای پایان دادن به تجزیه طلبی موسی چومبه و تامین یکپارچگی کنگو فرستاد. پس از دو قرن، این نخستین بار بود که نیروهای مسلح ایران در خارج از مرزهای کشور وارد عملیات نظامی می شدند. به تصمیم سازمان ملل، فرودگاه «کل وزی» در ایالت جدا شده کاتانگا بمباران و غیر قابل استفاده شد و محل استقرار نیروهای چومبه و مزدوران اروپایی او به فرماندهی «مایک دیوانه» در الیزبت ویل و جادوت ویل بمباران و راه برای ورود واحدهای زمینی سازمان ملل هموار گردید، چومبه به خارج فرار کرد و تجزیه کنگو که به خاطر معادن الماس آن بود (به آن صورت) پایان یافت. تجزیه طلبی چومبه به تحریک و خواست کمپانی های خارجی الماس صورت گرفته بود. قبلا هم دولت ایران دو گروه پزشگ نظامی به خواست سازمان ملل به کنگو فرستاده بود.

 

1357ش:بیست و ششم دی ماه 1357(شانزدهم ژانویه سال 1979) و یک روز پس از رای مثبت سنا به نخست وزیری شاپور بختیار، همچنانکه انتظار می رفت شاه و بانویش ایران را به عزم «اسوان» در جنوب مصر ترک کردند، رفتنی که بازگشت نداشت. شاه سابق روز پیش از آن سه فرزند کوچکتر خودرا به آمریکا فرستاده بود.

هلی کوپتر حامل شاه از نیاوران به مهرآباد توسط پنج هلی کوپتر نظامی اسکورت شده بود و این هلی کوپترها برای رسیدن به مقصد، از فراز ساختمان مقر وزارت دفاع ایران گذشتند! که در آنجا ژنرال هایزر درحال گفت و گو با ژنرالهای ایران بود و بنا به نوشته خود او در کتاب «ماموریت ایران» عبور این هلی کوپترهارا از محل برگزاری مذاکرات به چشم دید!. این تبادل نظرها روزها بود که در آنجا ادامه داشت!. شب پیش از خروج شاه، ژنرال قره باغی رئیس وقت ستاد مشترک نیروهای مسلح در مصاحبه ای اطمینان داده بود که ارتش کودتا نخواهد کرد!. باوجود این، در لحظه خارج شدن شاه، در فرودگاه مهرآباد چند فرمانده نظامی تلاش کردند که وی را از ترک وطن بازدارند که موفق نشدند.

پیش از خروج شاه از وطن، رادیو مسکو گفته بود: ... و از آنجا که سران ارتش ایران موظف به اطاعت از تصمیمات یک ژنرال آمریکایی (ژنرال هایزر) شده اند که در تهران مستقر شده و تماس مستقیم با کاخ سفید واشنگتن و فرماندهان نیروهای سه گانه ایران دارد وقوع هرگونه تغییرات در ایران ـ عکس وضعیت 28 امرداد ـ محتمل است. متعاقب این گفتار رادیو مسکو، در تهران یک سرهنگ آمریکایی «مرده» یافت شده بود که در آن روز معلوم نبود مقتول شده و یا اینکه خودکشی کرده بود!. روز پیش از آن نیز در شهر کرمان یک مقام آمریکایی به نام «مارتین برکویتس» کشته شده بود. در جریان انقلاب، حزب توده و گروههای کمونیستی دیگر وسیعا فعال شده بودند.

غلامحسین صالحیار سردبیر وقت روزنامه اطلاعات و از کمونیستهای سابق اندکی پس از خروج شاه از تهران این روزنامه را با این تیتر سراسری: «شاه رفت» که از پیش آماده شده بود منتشر ساخت و روزنامه تا ساعت هشت شب تجدید چاپ می شد و هر نسخه یک تومانی آن تا پنجاه تومان به فروش می رسید. در آن روز که هنوز ارتش، پلیس و ساواک به وضعیت سابق باقی بودند و دولت منصوب از سوی شاه قدرت را به دست داشت و بیم از آن بود (که در صورت شکست خوردن دولت شاپور بختیار) ارتش با کودتا زمام امور را به دست گیرد و شاه را باز گرداند، زدن چنین تیتری یک ریسک بزرگ بود و جرات، دلاوری و از جان گذشتگی زیاد لازم داشت. در آن زمان حسین شمس ایلی و علی باستانی دو معاون سردبیری روزنامه اطلاعات بودند. علی باستانی کمتر از دو ماه پس از پیروزی انقلاب، از روزنامه اطلاعات اخراج شد و بعدا هم مدتی را در بازداشت گذرانید. وی پس از اخراج شدن از روزنامه اطلاعات، خود را خانه نشین ساخت و به روزنامه نگاری بازنگشت. علی باستانی از سال 1336 هجری در روزنامه اطلاعات بکار نوشتن پرداخته بود و سالها معاون سردبیر بود. حسین شمس که به مدت 14 سال معاون اول روزنامه اطلاعات بود در بهار 1359 همانند دیگر اعضای تحریریه از کار اخراج گردید ولی چند سال بعد به دنیای روزنامه نگاری باز گشت. وی یکی از روزنامه نگاران ماهر و حرفه ای وطن بشمار می آید.

صالحیار 19 آذر 1382 پس از 24 سال خانه نشستن فوت شد بدون این که از این کار او که کاهش خونریزی و تخریب و کاستن از فاصله انقلاب تا پیروزی بود سخنی به میان آید، حتی پس از مرگش. روزنامه نگاران ایران پس از کناره گیره دولت تمام ـ نظامی ژنرال ازهاری به اعتصاب 62 روزه خود پایان داده بودند. روزنامه های ایران در طول انقلاب و تا چند ماه پس از آن در کنترل کمونیست های سابق بودند.

سه روز پیش از رفتن شاه از تهران، در پاریس آیت الله خمینی برای اداره امور کشور شورای انقلاب اسلامی تشکیل داده بود و انتصاب شاپور بختیار را (که طبق نوشته ها؛ مورد قبول واشنگتن بود) غیر قانونی اعلام کرده بود. 26 روز پس از رفتن شاه از ایران، انقلاب پیروز و پنجاه روز بعد از آن، رفراندوم تغییر نظام برگزار شد.

شاه و دولت او از دیماه 1356 با اعتراض و اعتصاب مردم که هر روز هم گسترش بیشتری می یافت رو به رو و هر اقدام آنان و مشاوران داخلی و خارجی شان برای آرام کردن اوضاع به شکست می انجامید از جمله اصلاح تقویم کشور، وعده آزادی زندانیان سیاسی و برگزاری انتخابات آزاد، لغو تصمیم به ساخت قمارخانه (کازینو)، ... و نیز اعمال خشونت؛ اعلام حکومت نظامی در هفدهم شهریورماه 1357 و همان روز تیراندازی به تظاهرکنندگان در میدان ژاله (تهران) و روی کار آوردن یک دولت تماما نظامی در نیمه آبان آن سال.

ایجاد وحدت مساعی میان مخالفان سلطنت از ملی گرا و چپگرا تا مذهبی و شکست اقدامات دولت شاه برای برقراری آرامش باعث شده بود که متحدان خارجی از جمله جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا، جیمز کالاهان نخست وزیر وقت دولت لندن و ژیسکار دستن رئیس جمهور فرانسه از ادامه حمایت از او دست بردارند.

شاه درنیمه اول دیماه به هر چهره شناخته شده که برای قبول ریاست دولت متوسل شد پاسخ رد شنید جز شاپور بختیار که انتصاب او مورد تایید رئیس جمهور وقت آمریکاهم بود. بختیار به شرط خروج [موقت] شاه از کشور که کارتر رئیس جمهور آمریکا نیز همین نظر را داشت قبول نخست وزیری کرده بود. با انتصاب بختیار (که چند سال بعد در فرانسه ترور شد) کار موسسات و قبل از همه روزنامه ها از سرگرفته شد. ولی برغم خروج شاه از کشور تظاهرات و مخالفت ادامه یافت که بختیار هواداران خودرا به انجام تظاهرات موافق دعوت کرد و میان دو دسته تظاهرکننده زد و خوردهایی صورت گرفت. چند روز پس از رفتن شاه از کشور، بختیار بر پایه محاسباتی (که چگونگی آن هنوز به دست نیامده است) با بازگشت آیت الله خمینی به کشور موافقت کرد و وی اول فوریه پس از 14 سال تبعید به وطن بازگشت و 11 روز بعد انقلاب به پیروزی رسید و ....

دوران آوارگی شاه از لحظه پیروزی انقلاب (11 فوریه 1979) تا پایان عمرادامه یافت. شاه مبتلا بسرطان از سال 1973، در دوران آوارگی در کشورهای مختلف و در سایه ترس از ترور و یا دستگیری و تحویل داده شدن به ایران برای محاکمه بسر می برد و سرانجام در تابستان 1359(1980 و در آستانه جنگ عراق با ایران) بر اثر همان بیماری در یک بیمارستان نظامی مصر درگذشت و دریک یک مسجد در قاهره مدفون شد. در یک مورد، ورود شاه به نیویورک جهت درمان باعث تصرف سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری کارکنان آن و مآلا قطع کامل روابط دو کشورشد. با این قطع روابط و اعلام شدن آمریکا به عنوان شیطان بزرگ و کنار رفتن مهدی بازرگان؛ قول و قرارهای خصوصی و محرمانه پیش از انقلاب به فنا رفت و دست آمریکا مستقیما از ایران کوتاه شد و ....

انقلاب ایران به عنوان یک رویداد چشمگیر قرن 20 و نتایج ناشی از آن و تداوم تحولات، تغییرات و مسائل مورد توجه تاریخنگاران و پژوهشگران حرفه ای (بیطرف) بوده ولی محصول این پژوهش ها به صورت دقیق و کامل انتشار نیافته و جادارد که درباره تحولات سالهای 1978 و 1979 ایران پژوهش علمی به روش تحقیق در تطور تاریخ ادامه یابد. در این زمینه آنچه که تاکنون انتشار یافته همانا تفسیر گزارش های روز و مصاحبه با ارباب تحقیق، اصحاب نظر و مورخان بوده است.

 


1918م: 15ژانویه زاد روز جمال عبالناصر رهبر فقید مصر و صاحب فرضیه « ناصریسم » بود که در سال 1918 به دنیا آمد و 52 سال عمرکرد.

وی مشکلات جهان عرب را نتیجه مداخله نیروهای استعمار و در صدر آنها انگلستان و نیز روحیه سازشکارانه مقامات عربی و وجود نفاق میان آنان و ادامه نظام ارباب و رعیتی و نا آگاهی وعقب ماندگی عمومی مردم منطقه می دانست و با ارائه یک ایدئو لوژی که ترکیبی از سوسیالیسم معتدل و وفاداری ملی و وحدت عربی بود به سلطنت و نفوذ انگلستان در مصر پایان داد ، آبراه سوئز و بسیاری از موسسات مصر را ملی کرد و مالکیت اراضی کشاورزی را محدود ساخت، با سوریه جمهوری متحد عرب را به وجود آورد ، به پیروزی کودتای ضد سلطنت در عراق کمک کرد ، به مبارزه بی امان با نظام موروثی در یمن ادامه داد ، سد اسوان را در مصر بدون کمک غرب ساخت و با در پیش گرفتن سیاست « قرار دادن شوروی در برابر غرب در مصر» در جنگ سال 1956 با انگلستان ، فرانسه و اسرائیل چیزی را از دست نداد . چون طعم ضعف نظامی اعراب را در جنگ سال 1948 با اسراییل به عنوان یک افسر جزء چشیده بود تا توانست به تقویت بنیه نطامی مصر پرداخت .

ناصر از موسسان جنبش غیر متعهد در جهان است . وی که از دوستداران دکتر مصدق بود شدیدا با شاه مخالفت داشت و سیاست های اورا کمک به سلطه غرب برکل خاورمیانه و استثمار منابع طبیعی این منطقه از جمله نفت می دانست و بارها شاه را متهم کرده بود که خاور میانه را صحنه رقابت شرق و غرب کرده و سهم بزرگی در انتقال جنگ سرد دو ابرقدرت به این منطقه داشته است.

ناصر که کار نظامی اش را به عنوان ستوان در سودان تحت سلطه انگلستان آغاز کرده بود و از این وضعیت متاثر شده بود با چند افسر دیگر جنبش « افسران آزاد » را پایه گذاری کرد و همین جنبش در ژوئیه سال 1952 با یک کودتای بدون خونریزی به عمر سلطنت که به زعم او عامل استعمار بود پایان داد . وی که در جریان کودتا در پس پرده عمل می کرد در سال 1954 نخست وزیر و بعدا رئیس جمهوری مصر شد و دست به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی زد و جمعیت اخوان المسلمین را از سر راه خود برداشت و درهمین سال نیروهای انگلیسی را از مصر بیرون کرد . در سال 1955 به عنوان یکی از موسسان جنبش غیر متعهد به «نشست باندونگ » رفت . وی کار پیاده کردن سوسیالیسم را در مصر از سال 1956 پس از تصویب قانون اساسی تازه آغاز و به بلوک شرق نزدیک شد. در 26 ژوئیه همین سال آبراه سوئز را ملی کردکه باهجوم نیروهای انگلستان ، فرانسه و اسرائیل به کشورش رو به رو گردید. اخطار مسکو که به کمک مصر نیرو خواهد فرستاد و میانجی گری امریکا به این حمله سه جانبه پایان داد.

دکترین سیاسی ــ اجتماعی او که به « ناصریسم » معروف شده است بر پایه رد سلطه غرب و حتی دریافت کمک از غرب ، تامین عدالت اجتماعی ، ناسیونالیسم و وحدت عربی ، سوسیالیسم مطابق درک اعراب و آگاهانیدن هرچه بیشتر توده های عرب بود . ناصر در اجرای همین دکترین به تاسیس خبرگزاری خاورمیانه دست زد که رسانه های عربی را از خبرگزاری های غربی که به زعم او اخبار را در جهت منافع خود دستچین و تنظیم می کردند دست زد . وحدت با سوریه را به امید پیوستن سایر کشورهای عربی به آن انجام داد و اتحاد سوسیالیست را برای اجرای طرحهای خود تاسیس کرد و به تدریج به یاری جنبش های رهایی بخش کشورهای افریقایی روی آورد و به صورت یک قهرمان ملی اعراب در آمد که شکست نظامی در جنگ شش روزه سال 1967 به اعتبار او لطمه زد و تاثیر این شکست برروحیه و وضعیت مزاجی اش باعث شد که نهایتا در 28 سپتامبر سال 1970 بر اثر حمله قلبی فوت شود.

 

 تقویم تاریخ 26دی


1896م: 15ژانویه سالروز درگذشت « متیو بریدی » پدر عکس خبری است که در سال 1896 در 72 سالگی در گذشت . وی با این عمل ، حرفه روزنامه نگاری را تکمیل کرد.

متیو که با تشکیل یک گروه عکس ، جنگ داخلی امریکا را پوشش داد گفته است که بعضی روزنامه نگاران با قلم می نویسند و پاره ای دیگر با دوربین و فرق در این است که نوشته با قلم را می توان تحریف کرد و عکس را نه . پس، عکس عین حقیقت را منعکس می کند ؛ زیبا یا زشت . فرق دیگر این است که نوشته نیاز به سواد خواندن دارد و درک عکس به سواد و دانستن زبان خاص نیاز ندارد ، یک زبان بین المللی برای باز گو کردن حقایق است که هر کس می تواند آن را درک کند . یک عکس تنها می تواند داستانی را بیان کند که اگر به رشته تحریر در آید یک کتاب قطور خواهد شد. یک کتاب عکس را می توان در کمتر از یک ساعت خواند ، ولی همین کتاب اگر به صورت «نوشته» باشد دست کم یک هفته وقت می گیرد و مطالب آن هم خیلی زود هم از ذهن خارج می شود ؛ تازه تاثیر عکس را که یک سند غیر قابل انکار است ندارد. به همین دلیل متیو «روزنامه نگار با دوربین » را از ساختن صحنه منع کرده و آن را خیانت به حرفه روزنامه نگاری خوانده است که مرتکب، سزاوار اخراج از این حرفه است.

متیو که صحنه های دلخراش جنگ کریمه اورا به فکر ابداع حرفه عکس خبری انداخت در جریان جنگ خونین و پرتلفات داخلی آمریکا که نوعی برادر کشی بود از افراد گروه خود خواسته بود که صرفا سراغ گرفتن عکس از افسران و ژنرالها و رژه سربازان نروند ؛ از خرابیها ، چاله های انفجار ، اجساد رهاشده و زخمی ها عکس بردارند تا هرکس که آنها را مشاهده کند از هر جنگی متنفر شود و عمر جنگ پایان یابد.

با همین فکر ، وی عکسهایش را در سر چهار راههادر ویترین قرار می داد تا تنفر عمومی از جنک برانگیخته شود . عکسهای متیو به صورت کتاب در آمده و در هر موزه یک تالار را به خود اختصاص داده است . جنگ داخلی آمریکا در سال 1865 پایان یافت.

«متیو بریدی » که در سال 1823 در ایالت نیویورک به دنیا آمده بود به تکمیل دوربین عکاسی و پیشرفت فن چاپ عکس و عکسبرداری و هنر پرتره برداری کمک بسیار کرد.

 

 تقویم تاریخ

 

2005م:15 ژانویه 2005 اف سی سی ( کمیسیون ارتباطات فدرال) که یک مجمع رسیدگی به امور رادیو ـ تلویزیونها ، اینترنت و مخابرات در آمریکاست کار رسیدگی به پول گرفتن « آرامسترانگ ویلیامز » روزنامه نگار آمریکایی از وزارت آموزش و پرورش این کشور به منظور تبلیغ یکی از برنامه های این وزارت را در لابلای مقالات و تحلیلهای خود که منظما در رسانه های این کشور منتشر می شدند آغاز کرد.

یک سخنگوی این کمیسیون گفت که کار رسیدگی توسط یک هیات انجام می شود و آنچه که معلوم است این است که ویلیامز قبلا جریان معامله (قول و قرار) خود با وزارت آموزش و پرورش را به صورتی که بود و دقیقا به اطلاع رسانه هایی که مقالات او را منتشر می کنند از جمله چند رادیو ـ تلویزیون نرسانده بود.

طبق اصول روزنامه نگاری، مقاله( تفسیر و تحلیل) باید صرفا نظر نویسنده اش باشد نه القاء و خواست طرف ثالث. مقاله بدون ذکر نام نویسنده، نظر روزنامه و رادیو ـ تلویزیون است و در بالای مقالات چاپی ویلیامز نام او ذکر می شد و از رادیو ـ تلویزیون هم با صدای خود او پخش می گردید. اگر تفسیر رادیو ـ تلویزیونی توسط گوینده معمولی آن رسانه ها خوانده شود، نظر رسانه و صاحب آن است که ممکن است ژورنالیست هم نباشد، ولی با صدای مفسر، نظر خود اوست و باید واقعا نظر و عقیده خودش باشد، نه این که پول گرفته باشد تا چنان عقیده ای را مطرح و تبلیغ کند مگر این که قبلا به صورتی اشاره کرده باشد که از او خواسته اند که چنین بگوید و یا بنویسد تا مخاطبان بدانند که آن مطلب از نویسنده مقاله نیست و فریب نخورند. مقاله نویس( که یک روزنامه نگار سرشناس و با تجربه باید باشد) حق ورود به دنیای اعلان و آگهی را ندارد و نباید تفسیر و تحلیل های او که مردم برای خریدشان پول می دهند « ترتیب داده شده از قبل » باشد. چنین ترتیبی در روزنامه نگاری حرفه ای وجود ندارد و مردود است.

از سوی دیگر دو تن از سناتورهای حزب دمکرات آمریکا، سناتور «دورگان» و سناتور «وایدن» گفته اند که این موضوع را تا به آخر دنبال خواهند کرد.پرزیدنت جورج بوش ( پسر) نیز ضمن اعلام بی اطلاعی از قرار داد وزارت آموزش و پرورش کابینه خود با ویلیامز اظهار امیدواری کرده است که چنین موضوعی در آمریکا تکرار نشود..

 

1963م:نیکیتاخروشچف رهبر وقت شوروی 16 ژانویه 1963 اعلام کرد که این کشور بمب اتمی 100 مگا تنی ساخته است . هنوز معلوم نشده که بر سر این تسلیحات چه آمده و روسیه فدراتیو با این قدرت آتش ، چرا سیاست انفعالی و انزوا در پیش گرفته است که مآلا برایش زیان غیر قابل جبران خواهد داشت!. دیروز ( 16 ژانویه2004 ) از عمر کشور واحد روسیه که ایجاد آن از سوی ایوان مخوف اعلام شد درست 457 سال گذشت

 

1972م:دولت انگلستان تصمیم گرفت که به دلایل مالی! نیروهای خود را از شرق سوئز ازجمله منطقه خلیج فارس و سنگاپور تا سال 1972 خارج سازد و روز بعد( 17 ژانویه

1968 )ویلسون نخست وزیر وقت انگلستان این تصمیم را در پارلمان این کشور اعلام داشت. نیروهای انگلیسی چهار قرن در این مناطق بودند. با خروج انگلستان از خلیج فارس ، دولت وقت ایران امکان یافت که با توسل به نیروی مسلح برخی جزایر خود را به قلمرو وطن بازگرداند . مروری بر تاریخ وطن نشان می دهد که ایران عمدتا به دلیل نداشتن توان جنگ دریایی ، بیش از هر کشور دیگر از حضور طولانی انگلستان در منطقه خلیج فارس آسیب دیده است.

 

1991م:حمله نظامی آمریکا و یارانش از جمله دولت سعودی، مصر و قطر با 690 هزار نظامی ( 425 هزار تن از آنان آمریکایی )، 1800 هواپیمای نظامی و دهها کشتی جنگی و ناوهای پرتاب موشک کروز از سحرگاه 16 ژانویه 1991 به مواضع عراق در داخل این کشور و کویت آغاز شد. هدف از این حمله اجرای قطعنامه 678 شورای امنیت اعلام شده بود که به دولت عراق تا 15 ژانویه مهلت داده بود که کویت را تخلیه کند. چهار روز پیش از آغاز حمله، دبیرکل وقت سازمان ملل عازم مذاکره با دولت عراق شده بود تا موافقت این دولت را به خروج از کویت جلب کند ولی کنگره آمریکا منتظر نتایج مذاکرات او نشد و به رئیس جمهور اختیار جنگ داد و دو روز بعداز این تصویب این اختیارات، حمله نظامی آغاز شد. به این ترتیب تلاش های ظاهرا صلح آمیز آخر تنها برای دادن چهره بهتری به جنگ بود. اندکی پس از آغاز حمله 50 موشک کروز به سوی عراق و عمدتا بغداد پرتاب شد. در آن زمان چنی (معاون جورج بوش دوم) وزیر دفاع و ژنرال پاول (وزیر امور خارجه دولت جورج بوش دوم) رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا بود. جورج بوش (پدر) 16 ژانویه در نطقی کوتاه حمله نظامی به عراق را اقدامی به منظور آزاد ساختن کویت خواند و صدام حسین در مطلبی که از رادیو تلویزیون پخش شد جورج بوش را مردی دو رو که خیالات شیطانی دارد توصیف کرد.


2005م:شبکه سی بی اس آمریکا جمعه شب 14 ژانویه 2005 گزارش تازه « سیا » را که عراق دارد به صورت بزرگترین مرکز جذب ، تجمع و عملیاتی تروریسم در جهان در می آید و یک خطر بزرگتر می شود خبر اول بخش مشروح اخبار خود قرار داده بود و سایر اخبار مربوط به اوضاع عراق از جمله ابراز عجز و تردید مقامات از برقراری نظم، و حفظ آن در روز انتخابات این کشور را پشت بند آن گزارش قرار داده بود، ولی سرویسهای خبری دیگر تا این حد به آن توجه نکرده و در ردیف اخبار « تاپ » نگنجانده بودند!. سی بی اس گفت: از این گزارش چنین بر می آید که نباید منتظر برقراری ثبات در عراق در آینده ای نزدیک بود.

 

1938: در آخرین سال رکود اقتصادی آمریکا معروف به رکود بزرگ ، طبق یک آمار رسمی ، جمع بیکاران آمریکا به هشت میلیون تن رسیده بود.

1944: شورای مشورتی اروپا پیشنهاد کرد که پس از شکست هیتلر، آلمان به چند منطقه تقسیم شود تا بار دیگر نتواند بر ضد همسایگانش جنگ به راه اندازد.

1945: ارتش سرخ ( شوروی ) آلمانیها را از شهر ورشو ( پایتخت لهستان) دور ساخت و دو روز بعد در این شهر مستقر شد.