آکاایران: بازخوانی خیانت های منافقین به مردم ایران/از جاسوسی برای صدام تا همکاری با عراق در حمله به ایران

آکاایران: به بهانه سی و هفتمین سالگرد عملیات مرصاد؛

بازخوانی خیانت های منافقین به مردم ایران/از جاسوسی برای صدام تا همکاری با عراق در حمله به ایران

عضو سابق سازمان: "مجاهدین خلق نه تنها به راحتی آب خوردن اطلاعات سرّی کشورشان را در اختیار عراقی ها قرار می دادند٬ بلکه رهبرشان برای خوش رقصی نزد افسران اطلاعاتی عراق، نه تنها ایرانی بودنش را منکر می شد، بلکه صریحاً وطن خود را عراق و خون خود را هم عراقی میخواند."
گروه تاریخ_رجانیوز: 5 مرداد سال 67، نیروهای انقلاب اسلامی ایران، در پاسخ به تهاجم سازمان مجاهدین خلق به خاک کشور، طی عملیات مرصاد، ضربه نهایی را به این منافقین زدند. عملیات مرصاد طی دو روز در 5 و 6 مرداد صورت گرفت و در نهایت غروب روز دوم، باقی مانده منافقین به طور کامل از مرز های ایران عقب نشینی کردند. رجانیوز بمناسبت سی و هفتمین سالگرد پیروزی این عملیات غرور آفرین، در ابتدا به بازخوانی ارتباط و همکاری سازمان با رژیم بعث پرداخته و سپس روند عملیات مرصاد را مرور می‌کند.
 
  به گزارش رجانیوز، پس از ناکامی سازمان مجاهدین خلق در جنگ شهری علیه جمهوری اسلامی ایران و از بین رفتن رده های بالا، از سال 61 اعضای این فرقه به دستور رجوی، راهی عراق می‌شوند. انتخاب کشور عراق به‌عنوان مقصد بعدی سازمان، دو عامل کلی داشت؛ اول اینکه عراق در همسایگی جمهوری اسلامی ایران بود و به تبع، سازمان نیز به مرز های ایران نزدیک بود. عامل دومی که رهبران سازمان را ترغیب به انتخاب عراق برای مهاجرت کرد، جنگ میان رژیم بعث و جمهوری اسلامی بود.
 
سازمان به این نتیجه رسیده بود که برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی، نیاز به پشتیبانی رژیم بعث دارد. چرا که هر دو یک هدفی را دنبال می‌کردند؛ نابودی جمهوری اسلامی ایران. ناگفته نماند دلیل دیگر انتخاب عراق به عنوان مقصد سازمان این بود که کشور دیگری به غیر از عراق حاضر به پذیرش این گروهک نبود. و از آنجایی که صدام نیز برای ضربه زدن به ایران به کسانی احتیاج داشت که برایش جاسوسی کنند، با آغوش باز رجوی و فرقه‌اش را پذیرفت. 
 
مسعود جابانی عضو سابق سازمان که خود درعملیات نظامی داخل عراق به شدت زخمی شده بود، درباره نوع روابط سازمان و عراق چنین می نویسد: "کشور عراق زمین و تدارکات و تجهیزات نظامی و لجستیکی و هزینه ارتش آزادیبخش مجاهدین را تأمین می کرد و در مقابل، مجاهدین اطلاعات جبهه ها و تحرکات نظامی ایران و شنود بی سیم ارتش ایران را به دولت عراق می داد....این عراق بود که کاملاً سازمان را در خدمت خود گرفته بود."
 
همکاری سازمان با رژیم بعث به حدی بوده است که مهدی خوشحال عضو سابق سازمان نیز، با استناد به اسناد و مدارکی که از همکاری های اطلاعاتی سازمان و عراق در اروپا منتشر شده است، درباره همکاری سازمان با رژیم بعث می نویسد: "مجاهدین خلق نه تنها به راحتی آب خوردن اطلاعات سرّی کشورشان را در اختیار عراقی ها قرار می‌دادند٬ بلکه رهبرشان برای خوش رقصی نزد افسران اطلاعاتی عراق، نه تنها ایرانی بودنش را منکر می‌شد، بلکه صریحاً وطن خود را عراق و خون خود را هم عراقی میخواند."
 
سازمان معتقد بود با توجه به پشتیبانی قدرت های بزرگ از عراق و این کشور ها با جمهوری اسلامی ایران، عراق پیروز جنگ خواهد بود. به همین خاطر بود که سازمان در جنگ میان عراق و جمهوری اسلامی، به وطن خود خیانت کرده و در کنار عراق قرار گرفت. 
 
تحلیل رهبری سازمان درباره نتیجه جنگ این بود که ایران، به دلیل بسته بودن راههای بازگشت به صلح، ناچار به ادامه جنگ خواهد بود. رجوی معتقد بود که هر قدر جنگ میان ایران و عراق ادامه داشته باشد، از طرفی توان نظامی و منابع اقتصادی ایران تحلیل می‌رود و از طرفی دیگر صلح بین دو کشور غیر ممکن تر می‌شود. 
از همین رو پذیرش قطعنامه 598 از طرف ایران، برای سازمان دور از انتظار بود.
 
عملیات های سازمان با پشتیبانی عراق، علیه ایران؛
اول مرداد سال 66، نیروهای سازمان یک پایگاه کوچک در منطقه مرزی چنگوله در نزدیکی شهر مهران را مورد حمله قرار می‌دهند که طی آن بنا به گفته های اسناد موجود، 16 نفر از افراد مستقر در پایگاه به اسارت نیروهای سازمان در می‌آیند. 
 
در نیمه شب سوم مرداد همان سال نیز، نیروهای سازمان با پشتیبانی توپخانه ارتش بعث عراق، به یک پایگاه دیگر در منطقه سرپل ذهاب حمله می‌کنند و به گفته اسناد ، از 24 نیروی ایرانی حاضر در پایگاه، 20 نفر به اسارت منافقین در می‌آیند.
بازخوانی خیانت های منافقین به مردم ایران/از جاسوسی برای صدام تا همکاری با عراق در حمله به ایران بازخوانی خیانت های منافقین به مردم ایران/از جاسوسی برای صدام تا همکاری با عراق در حمله به ایران
در تاریخ 9 مرداد نیز، سازمان با پشتیبانی ارتش عراق، به پایگاههای سپاه در گیلانغرب حمله می‌کند که با مقاومت نیروهای ایرانی، سازمان در این تهاجم ناکام می‌ماند.
26 مرداد همان سال، نیروهای سازمان با کمین در مسیر ارتش در منطقه مرزی سورن از توابع بانه، 4 نفر از نیروهای ارتشی را به شهادت می‌رسانند. 
 
31 مرداد سازمان با همکاری ضد انقلاب منطقه سردشت، به پایگاههای ارتش حمله کرده و سه تن از نیروهای ارتش را به شهادت می‌رساند.
 
31 شهریور نیز نیروهای سازمان با پشتیبانی ارتش عراق، به یکی از پایگاههای سپاه در منطقه مهران حمله کرده و 8 پاسدار را به شهادت می‌رسانند. سازمان این حمله را که با کمک عامل نفوذی در پایگاه انجام دادند را پیروزی درخشان نامید.
 
پس از این حمله های منافقین به نیروهای ایرانی در منطقه جنوب کشور، تا بهار 67، سازمان عملیات های مسلحانه علیه جمهوری اسلامی را متوقف می‌کند.
 
آخرین تلاش ها؛
عملیات های سازمان در سال 66 و حمایت قدرت های دنیا از آنها، احساس قدرت کاذبی در رهبری سازمان ایجاد کرد. به طوری که سازمان از عملیات پراکنده در مرزهای ایران دست کشیده و نقشه حملاتی بزرگتر و حتی تصرف شهرهای مرزی را کشید که عملیات موسوم به «آفتاب» شروع این عملیات ها بود. این عملیات همزمان بود با آماده شدن عراق برای بازپس گیری فاو.
 
8 فروردین ماه سال 67 سازمان با پشتیبانی همه جانبه ارتش عراق، دست به عملیاتی در منطقه فکه زد. سازمان این عملیات را عملیات «آفتاب» نامید که بنا به گفته سازمان هدف از این عملیات را، انهدام لشکر 77 خراسان، که در منطقه مستقر بود دانست. اما نقش اصلی در این عملیات مشترک را ارتش عراق بر عهده داشت که چند تیپ خود را در عملیات شرکت داده بود. در این عملیات عراق خط پدافندی ایران را منهدم کرده و سپس نیروهای سازمان پس از به آتش کشیدن سنگرهای ایرانی، اقدام به پخش اعلامیه های خود کردند.
 
این عملیات که از ساعات اولیه روز شروع شده بود، ظهر همان روز با مقاومت نیروهای ایرانی و عقب نشینی متجاوزین، به پایان رسید.
 
سازمان پس از این عملیات، در تاریخ 28 خرداد سال 67 نیز دوباره دست به عملیات علیه ایران در منطقه مهران زد که از طرف سازمان به عملیات «چلچراغ» معروف شد.
در این عملیات نیز، همچون تحرکات قبلی، رد پای عراق دیده می‌شود. 
 
شب قبل از شروع عملیات «چلچراغ»، منطقه ای که سازمان قرار بود مورد حمله قرار دهد، توسط توپخانه ارتش عراق بمباران شد تا منافقین راحت تر بتوانند در خاک ایران پیشروی کنند.
 
بنا به اسناد منتشر شده در کتاب "سازمان مجاهدین خلق؛پیدایی تا فرجام"، بخشی از امکانات و کمک های نظامی ارتش عراق به سازمان در این تهاجم به شرح ذیل بود: " 
1 در اختیار گذاشتن معابر و امکانات لازم در طول مدت شناسایی منطقه
2 باز کردن میدان مین و معبر
3 تأمین عمده تانک ها و نفربرهای عملیاتی سازمان
4 تأمین توپخانه و ادوات دیگر به همراه مهمّات مربوطه
5 آتش پشتیبانی و آتش تهیه ٬ قبل و حین عملیات
6 پشتیبانی هوایی و بمباران شدید منطقه در طول عملیات
7 پشتیبانی ترابری جهت انتقال امکانات به خط حمله و تخلیه غنایم به پشت خط
8 جابه جایی نیروهای سازمان و اسرا به پشت خط به صورت جداگانه
9 تکذیب انجام عملیات از سوی عراق و نسبت دادن انجام کامل آن به سازمان و ارتش آزادی بخش
 
از فروغ جاویدان تا مرصاد؛
پس از اعلام پذیرش قطعنامه 598 در 27 تیر 67 از طرف ایران، عراق در تاریخ 31 تیر با حمله به خاک ایران، در صدد تصرف مجدد مناطق جنوب ایران بر آمد که با مقاومت مردم و نیروهای نظامی جمهوری اسلامی، در این تهاجم ناکام ماند و مجبور به توقف حمله شد و در تاریخ 3 مرداد رسماً اعلام عقب نشینی کرد. اما عراق همزمان با عقب نشینی از مرزهای ایران، عملیات مشترک خود با سازمان علیه ایران را کلید زد. عملیات های «چلچراغ» و «آفتاب»، مقدمه عملیات بزرگتر سازمان برای تصرف تهران بود.
 
بازخوانی خیانت های منافقین به مردم ایران/از جاسوسی برای صدام تا همکاری با عراق در حمله به ایران بازخوانی خیانت های منافقین به مردم ایران/از جاسوسی برای صدام تا همکاری با عراق در حمله به ایران
 
در تاریخ 3 مرداد سال 67 سازمان مجاهدین خلق، عملیات موسوم به «فروغ جاویدان» را که تکمیل کننده دو عملیات گذشته اش بود، آغاز کرد. اینبار نیز همچون عملیات های گذشته، در ابتدا ارتش عراق حملات متعددی به خاک جمهوری اسلامی ایران شکل داد؛ اما با حجم گسترده تری نسبت به دفعه های قبل. 
 
همزمان با شروع تهاجم، ارتش عراق حمله گسترده ای در منطقه جنوب، با تظاهر به قصد تصرف خرمشهر آغاز کرد. که هدف آن در حقیقت زمین گیر کردن قویترین لشگرها و تیپ های رزمی جمهوری اسلامی بود. برای تکمیل شدن رفع موانع، نیروی هوایی عراق روزهای قبل از آغاز عملیات سازمان٬ در چند نوبت مناطق تجمع نیروهای ایرانی در اطراف کرند و اسلام آباد را نیز بمباران کرد.
 
نیروهای سازمان پس از شروع عملیات ساعت 4 بعدازظهر از مرزهای بین المللی عبور کرده و  وارد خاک ایران شدند. از آنجایی که رژیم عراق تجاوز خود را تا شهرهای قصرشیرین و سرپل ذهاب گسترش داده بود٬ نیروهای سازمان فاقد درگیری وارد شهرهای قصرشیرین و سرپل ذهاب شده و پس از عبور از کرند به سمت اسلام آباد پیشروی کردند و حدود ساعت 9:30 به اسلام آباد رسیدند و شهر را تصرف کردند.[1]
 
اولین درگیری سنگین نیروهای ایرانی با منافقین، در منطقه حسن آباد به وقوع پیوست. اما نبرد اصلی در گردنه چهار زبر اتفاق افتاد که ستون نیروهای سازمان را زمین گیرشدند و نیروهای ایرانی توانستند خسارات سنگینی را به سازمان وارد سازند. پایان این درگیری ها به آزادسازی شهر اسلام آباد از دست مزدوران عراق انجامید.
 
پس از این درگیری ها، هوانیروز باختران(کرمانشاه)حملات هوایی خود علیه نیروهای سازمان را شروع کرده و خسارات سنگینی را به سازمان تحمیل می‌کند. 
بازخوانی خیانت های منافقین به مردم ایران/از جاسوسی برای صدام تا همکاری با عراق در حمله به ایران بازخوانی خیانت های منافقین به مردم ایران/از جاسوسی برای صدام تا همکاری با عراق در حمله به ایران
روز 5 مرداد نیروهای سازمان مجدداً برای تصرف تنگه حیاتی چهار زبر اقدام می‌کنند که این بار با حملات سنگین تری از طرف نیروهای ایرانی مواجه می‌شوند که در نهایت با پذیرش شکست، عقب نشینی می‌کنند. در نهایت با پاکسازی مناطق از وجود مهاجمین در تاریخ 6 مرداد، عملیات فروغ جاویدان سازمان، تبدیل به عملیات مرصاد برای جمهوری اسلامی ایران می‌شود.
 
 
 
 
پی نوشت: 
1- "سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام"
 
 
 
 
 
 
 

.

منبع : rajanews.com